ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها

در هر مثلث سه میانه همرسند. مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.
اینجا محل برخورد میانه هاست.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندها

۲ مطلب با موضوع «هنر :: هنر چیست؟» ثبت شده است

زن گریان تالار آینه

 کدام یک از این دو نقاشی بالا خوشتان می‎آید؟ احتمالن تالار آیینه کمال الملک را به زن گریان پیکاسو ترجیح می‎دهید. طبیعی هم است بالاخره اینیکی هم‎وطن است و آن یکی اجنبی. اصلن جدا از این بحث این یکی شبیه آدمیزاد نقاشی کرده و آن یکی شبیه نقاشی‎های دوران کودکیِ بیماری اسکیزوفرن است. ولی این نقاشی‎ای که شما به راحتی کنارش گذاشتید را اگر تمام بازدید کنندگان این مطلب رقم تمامی دارایی‎شان را در هم ضرب کنند نمی‎توانند خریداری کنند و هستند افرادی که به دنبال خرید آن باشند. این نقاشی یکی از با ارزش‎ترین و یکی از زیبا‎ترین نقاشی‎های قرن قبل محسوب می‎شود. زیبا‎ترین؟!! برای من و شما شبیه یک شوخی بزرگ می‎ماند. راستش من خودم بین عکس‎های چسبونکی آدامس خرسی و این، آدامس خرسی را انتخاب می‎کنم. ولی چرا نوابغ هنر اینگونه فکر نمیکنند؟

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۳۳
سامان سیفی

همیشه برایم سوال بود که هنر چیست و هدف آن چیست؟ هنوز جرات و توانایی جواب دادن به این سوال را ندارم. پس بحث را کوچک تر می کنم و به این سوال بسنده می کنم:هدف هنر مفهوم گرا چیست؟ و تعریف هنر مفهوم گرا را به شهود خودم واگذار می کنم و وارد جزییات پیچیده و بی نهایت آن نمی شوم. ای بابا! انگار باز هم نمی شود، حتّی به این سوال هم جرات جواب دادن ندارم. پس به گفتن چند نکته از این معنی راضی می شوم.

اوّل از همه یک سوال پیش می آید. اگر هدف یک اثر هنری صرفا انتقال یک مفهوم است. پس چرا درون بی نهایت لایه های پیچیده مختلف آن را حبس می کنند. و مثل ما در اینجا خیلی صریح و مشخص حرفشان را نمی زنند. همانطور که گفتم در این باره صحبت عام کار جسورانه و بیهوده ای است چرا که عام و سریع در مورد حاصل عمر جامعه ی بشری حرف زدن، پس از یک عمر تفکّر و تحقیق هم به دست نمی آید. چه برسد به یک پست یک وبلاگ نوپا. 

اوّلین و شاید بیشترین مورد در دنیای امروز ما، جذب مخاطب است. بسیاری از فیلم های مفهوم گرای هالیوودی به همین دلیل به وجود می آیند. دیگر دنباله روی این مورد فعّالان ادبیّات و سینمای کودکان هستند. بدون شک این گروه جز ایجاد جذّابیّت در کارهایشان چاره ای ندارند. گروه دیگر وبلاگ نویسان و اهالی رسانه های خبری و روزنامه ها هستند که با تلاش بسیار سعی در انتقال مفاهیم، اخبار و نظر خودشان هستند. معلّم های بزرگ هم در این دسته می گنجند. امّا بدون شک شاعران و هنرمندانی هم چون شاملو که با بی نهایت لایه های تشبیه مغز خواننده را به زحمت می اندازند چه طور؟ آن ها که قطعا در جذب مخاطب عام به مشکل می خورند.

در اینجا دسته ی دوّم رخ می نمایند. گروهی که تحت فشار سانسور دست به پیچاندن مفاهیمشان می زنند. در واقع اکثر جک ها، طنز ها و کنایه های ما ایرانیان در این دسته می گنجند. چرند و پرند دهخدا، دیوان نسیم شمال، اشعار ملک الشعرا و بسیاری این گونه در این دسته می گنجند. حتّی نقّاشی های رنسانس و شاهنامه ی فردوسی هم تا حدودی می شود در این گروه جای داد. امّا اشعاری مانند اشعار حافظ و مولوی نزدیک این گروه هم نیستند. آن ها چرا تن به این کار دشوار می دهند؟

گاهی اوقات یک بیت شعر آن چنان آدم را حالی به حالی می کند و آنچنان مفاهیمی را به انسان منتقل می کند که میلیاردها صفحه متن نمی توانند منتقل کنند. بله گاهی اوقات شعر، موسیقی، معماری و نقّاشی آن چنان حرف هایی می زنند که خالقشان هم حتّی فکر نمی کرد چنین مفهومی قابل گفتن باشد.

پس دو نکته: گاهی اوقات یک اثر به نحوی یک آدم را آدم می کند که سال ها هم نشینی با انسان های واقعی اینگونه نمی کند. و دو بیهوده ترین کار دنیا معنی کردن این اشعار یا بررسی شناختی(آرایه و دستور زبان) آن ها است.


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۴۴
سینا هویدا