ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها
شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۵۲ ب.ظ

ببعی

مرتبط با مطلب ربنا

امکان ندارد که در ایران زندگی کنید و این شخصیت بزرگوار را نشناسید!‌ ببعی،شخصیت جدید کلاه قرمزی، می تواند بخواند، انگلیسی صحبت کند و نظرات عاقلانه دهد. بدون تردید این گوسفند بعد از شخص آقای مجری عاقل ترین عضو خانه ی کلاه قرمزی است. اما او یک ضعف بزرگ دارد:کاهو! گوسفند قصه ی ما عاشق کاهو،کلم،کرفس و گل و گیاه است. حتی وقتی که شاهکارهای موسیقی غرب را با صدای زیبا و بم خودش می خواند کاهو را فراموش نمی کند. وقتی تایتانیک را برای یک کاهو می خواند، با صدایی که با جرات از خیلی از خواننده ها قشنگ تر است، شما را به خنده می اندازد. باعث می شود که فکر کنید چه خوب می شد ببعی این کاهوی لعنتی را کنار می گذاشت و می شد یک هنرمند واقعی! یکی به ببعی بفهماند این هنر،هنر واقعی است نه آن مدح و ستایش های کاهویی. ببعی! باید هنرت در اجتماع موثر باشد. نمی شود که همش از چیز مسخره ای مثل کاهو بخوانی. بفهم.

اما استاد ببعی صرفا به هنر خلاصه نمی شود. روح سرکش و بزرگوارش در یک قالب جا نمی شود. او به شدت علم جو است و هر از گاهی سخنرانی های قرّای علمی دارد که متاسفانه با یک بععععععع قدرت مند تمام می شود! ای کاش ببعی می فهمید، می فهمید که با بع کردن نمی شود سخنرانی کرد. ای کاش این اخلاق ها را کنار می گذاشت تا بشود یک دانشمند واقعی!

اما اگر «ببعی» دیگر بع نکشد، کاهو نخورد و به گل و گیاه نگاه چپ نداشته باشد که دیگر ببعی نیست. دیگر گوسفند نیست که خواندش عجیب باشد. دیگر خودش نیست چه برسد به هنرمند و دانشمند. نمی شود گفت ببعی بدون کاهو خوب است. ببعی بدون کاهو وجود ندارد. هیچ وقت نبوده است. ببعی کاهو همان ببعی دانشمند است همان هنرمند والا مقام!

آدم ها وسیله نیستند که یکسری آپشن داشته باشند که قابل حذف باشد. آدم ها بسته اند. انیشتنی که تمام فواعد فیزیک را در یک اتاق کوچک اداره عوض کرد. همان انیشتن شلخته ی فراموشکار است. نمی شود گفت من انیستن منظم را دوست دارم. آن حافظ خوان قدرتمند همان است که فقه متحجرانه را (نه اسلام را) به مبارزه طلبید(مگر حافط جز این است؟). او به اسلام متعقد است و نمی شود از آن یک روشنفکر توییتری کامل ساخت( و حرف های امروزش را از ترس نامید).تفنگت را زمین بگذار در قلب ربنا می درخشد و بالعکس همین هم آنها را ماندگار می کند. شجریان یک بسته است و تمام آثارش از آن بسته است. نمی شود فقط یک قسمت از آنرا انتخاب کرد. هر هنرمندی، هر آدمی یک بسته است. شهاب حسینی به امام زمان و مردم معتقد است بدون هر کدام از آن ها به کن نمی رسید. اگر از مدیری بداخلاقی پشت صحنه را بگیری، پاورچین هم گرفته ای. اگر فرهنگ لغات عجیب فراستی را از آن بگیری، نقدهای هوشمندانه آنرا گرفته ای. حاتمی کیای بدون چالش همان حامد زمانی است. و همان طور که او بدون اعتقاد مذهبی همان بابک نجفی است.

هنرمند متعهد به حکومت نداریم. حتی هنرمند متعهد به مردم هم نداریم. هنرمند فقط به خودش متعهد است در واقع به تاملات درونی خودش متعهد است. همه ی ما همین طور هستیم. من نمی گویم که آٔدم ها حق تغییر ندارند و غیرقابل تغییرند. یا آدم ها نباید اصلاح شوند و یا از دید ما بعضی از عقایدشان درست و بعضی نادرست نیست. همه ی این ها قابل قبولند ولیکن اخلاق آدم ها و اعتقادتشان تماما در کارهایشان منعکس می شوند(در تمام کارهایشان). آدم ها سفارشی نمی شوند. شاید تظاهر کنند ولی نمی شوند و در حال تظاهر(یا مصلحت اندیشی یا مخاطب سنجی) هیچکس شاهکار(اعم از هنری و مالی و علمی) خلق نمی کند.



نوشته شده توسط سینا هویدا
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها

در هر مثلث سه میانه همرسند. مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.
اینجا محل برخورد میانه هاست.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندها

ببعی

شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۵۲ ب.ظ

مرتبط با مطلب ربنا

امکان ندارد که در ایران زندگی کنید و این شخصیت بزرگوار را نشناسید!‌ ببعی،شخصیت جدید کلاه قرمزی، می تواند بخواند، انگلیسی صحبت کند و نظرات عاقلانه دهد. بدون تردید این گوسفند بعد از شخص آقای مجری عاقل ترین عضو خانه ی کلاه قرمزی است. اما او یک ضعف بزرگ دارد:کاهو! گوسفند قصه ی ما عاشق کاهو،کلم،کرفس و گل و گیاه است. حتی وقتی که شاهکارهای موسیقی غرب را با صدای زیبا و بم خودش می خواند کاهو را فراموش نمی کند. وقتی تایتانیک را برای یک کاهو می خواند، با صدایی که با جرات از خیلی از خواننده ها قشنگ تر است، شما را به خنده می اندازد. باعث می شود که فکر کنید چه خوب می شد ببعی این کاهوی لعنتی را کنار می گذاشت و می شد یک هنرمند واقعی! یکی به ببعی بفهماند این هنر،هنر واقعی است نه آن مدح و ستایش های کاهویی. ببعی! باید هنرت در اجتماع موثر باشد. نمی شود که همش از چیز مسخره ای مثل کاهو بخوانی. بفهم.

اما استاد ببعی صرفا به هنر خلاصه نمی شود. روح سرکش و بزرگوارش در یک قالب جا نمی شود. او به شدت علم جو است و هر از گاهی سخنرانی های قرّای علمی دارد که متاسفانه با یک بععععععع قدرت مند تمام می شود! ای کاش ببعی می فهمید، می فهمید که با بع کردن نمی شود سخنرانی کرد. ای کاش این اخلاق ها را کنار می گذاشت تا بشود یک دانشمند واقعی!

اما اگر «ببعی» دیگر بع نکشد، کاهو نخورد و به گل و گیاه نگاه چپ نداشته باشد که دیگر ببعی نیست. دیگر گوسفند نیست که خواندش عجیب باشد. دیگر خودش نیست چه برسد به هنرمند و دانشمند. نمی شود گفت ببعی بدون کاهو خوب است. ببعی بدون کاهو وجود ندارد. هیچ وقت نبوده است. ببعی کاهو همان ببعی دانشمند است همان هنرمند والا مقام!

آدم ها وسیله نیستند که یکسری آپشن داشته باشند که قابل حذف باشد. آدم ها بسته اند. انیشتنی که تمام فواعد فیزیک را در یک اتاق کوچک اداره عوض کرد. همان انیشتن شلخته ی فراموشکار است. نمی شود گفت من انیستن منظم را دوست دارم. آن حافظ خوان قدرتمند همان است که فقه متحجرانه را (نه اسلام را) به مبارزه طلبید(مگر حافط جز این است؟). او به اسلام متعقد است و نمی شود از آن یک روشنفکر توییتری کامل ساخت( و حرف های امروزش را از ترس نامید).تفنگت را زمین بگذار در قلب ربنا می درخشد و بالعکس همین هم آنها را ماندگار می کند. شجریان یک بسته است و تمام آثارش از آن بسته است. نمی شود فقط یک قسمت از آنرا انتخاب کرد. هر هنرمندی، هر آدمی یک بسته است. شهاب حسینی به امام زمان و مردم معتقد است بدون هر کدام از آن ها به کن نمی رسید. اگر از مدیری بداخلاقی پشت صحنه را بگیری، پاورچین هم گرفته ای. اگر فرهنگ لغات عجیب فراستی را از آن بگیری، نقدهای هوشمندانه آنرا گرفته ای. حاتمی کیای بدون چالش همان حامد زمانی است. و همان طور که او بدون اعتقاد مذهبی همان بابک نجفی است.

هنرمند متعهد به حکومت نداریم. حتی هنرمند متعهد به مردم هم نداریم. هنرمند فقط به خودش متعهد است در واقع به تاملات درونی خودش متعهد است. همه ی ما همین طور هستیم. من نمی گویم که آٔدم ها حق تغییر ندارند و غیرقابل تغییرند. یا آدم ها نباید اصلاح شوند و یا از دید ما بعضی از عقایدشان درست و بعضی نادرست نیست. همه ی این ها قابل قبولند ولیکن اخلاق آدم ها و اعتقادتشان تماما در کارهایشان منعکس می شوند(در تمام کارهایشان). آدم ها سفارشی نمی شوند. شاید تظاهر کنند ولی نمی شوند و در حال تظاهر(یا مصلحت اندیشی یا مخاطب سنجی) هیچکس شاهکار(اعم از هنری و مالی و علمی) خلق نمی کند.

نظرات  (۴)

۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۸ سامان سیفی
از اونجایی که هنرمند یک انسانه و خود انسان می‎تونه متعهد به حکومت یا مردم یا کاهو یا هرچیز دیگه باشه پس هنرمند متعهد داریم :))
۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۹ سینا هویدا
حرف من تو تمام نوشته این بود که انسان متعهد به یک چیز خارجی نداریم.
از اونجایی که حکومت به یک مجموعه اعتقاد باور داره. و همین طور اکثریت مردم
و هر انسان فقط به اعتقادات قلبی خودش معتقده
پس تا جایی هنرمند متعهد به مردمه که با اعتقاداتش هماهنگ باشن. و همینطور حکومت
این در صورتی که متعهد رو هماهنگ معنی کنی
اما اگر متعهد رو صلاح اندیش مردم معنی کنیم
صلاح مردم رو فقط با اعتقادات خودش میسنجه پس باز هم فقط به خودش متعهده
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۴:۳۹ سیدمحمد سیدمحسنی
سینا
آدما عقایدشونو از بقیه آدما میگیرن از طریق ارتباط گرفتن باهاشون (به غیر انبیا و افراد خاص اونم بعضی اوقات)
پس چیز عجیبی نیست که وقتی یه آدم به یه نفر اعتماد کرد و عقایدی رو ازش قبول کرد، دفعه ی بعدم عقاید دیگه ای رو ازش بپذیره. پس میتونه یه نفر متعهد به یه شخص باشه.
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۸:۰۴ سینا هویدا
اولا اینکه من درباره تمام ابعاد وجودی یک آٔدم ازجمله اخلاق و سبک و عقاید و هدف حرف زدم که با صرف عقاید خیلی متفاوته
دوما من راجع به یک مجموعه آدم حرف زدم نه تک آدم که باز خیلی متفاوته
سوما بین تاثیرپذیری با تعهد زمین تا آسمون فرقه توی تعهد نوعی جبر وجود داره ولی تو تاثیرپذیری نه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی