ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها
سه شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۰۸ ب.ظ

در هر مثلث سه میانه همرسند

پرده اوّل 

تقابل ها

دنیا میدون جنگه! حرفی بسیار معروف، که طیف گسترده ای از رپرهای جوان و معاصر تا اندیشمندان کهن یا حتی کارمندان ساده ی یک اداره به آن معتقد هستند و خواهند بود. من عبارت تقابل را به جای جنگ انتخاب می کنم زیرا در اکثر موارد درگیری جدی در کار نیست. کافیست به اطرافتان نگاه کنید. همه نوع تقابل دیده می شود: تقابل کارفرما و پیمان کار در تجارت، تقابل شرق و غرب در سیاست، منطق و شهود در استدلال یا حتی عقل و احساسات در در انتخاب. در هر لحظه انواع افکار، عقاید، مکاتب و نهضت ها اعم از سیاسی، اجتماعی و مذهبی در حال تقابل هستند.

امّا جالب ترین تقابل، تقابل بین انسان ها است. با افکار و عقاید متنوع، با بیان ها و اخلاق های متفاوت است. هر آدم نمود زنده ی تفکر و عقاید خود است. و شاید یکی از بهترین راه های اعتباربخشی یک تفکر و نهضت بررسی افراد معتقد به آن است. و هر عقیده با افراد پیروی خود به تقابل با سایر مکاتب می رود.

پرده دوم

بسته ی آدم ها 

هر آدم مجموعه ایست از افکار، عقاید و اخلاق های متنوع. امّا نکته ی جالب آنکه کسانی که به یک مجموعه ی خاص از عقاید معتقدند، اخلاق های خاصی نیز دارند. یا کسانی که اخلاق های خاصی دارند به مسائل خاصی علاقه نشان می دهند. به عنوان مثال کسانی که دنبال فعالیت های ورزشی اند به  سیاست علاقه ی کمتری نشان می دهند. و یا کسانی که مذهبی اند، در برابر مسائل معمول دیرتر  هیجان زده می شوند(خواه به دستور مذهب خواه به گونه ای غیر مستقیم). اهالی علم نیز سخت تر از دیگران مسئله ای را می پذیرند(چه علمی چه غیر علمی). هنرمندان و هنردوستان و هنرآموزان نیز بیشتر از دیگران احساسی می شوند(جد) و بیشتر اهل کافی شاپ و قهوه هستند(طنز). 

نکته آن که آدم ها اکثرا عادی ( یا به قول آن وری ها اوردینری) هستند. امّا انواع متفاوتی از عادی داریم. عادی ورزشی، عادی مذهبی و هزاران عادی دیگر. ولی در ریاضی نوین اعداد هم قطعی نیستند پس بدیهیست که هیچ آدمی متعلق یه یک دسته ی صرف نیست. در واقع هر کدام از آدم ها ترکیبی از این گروه ها هستند ولی جالب آنکه اکثر آدم ها بیشتر از یک مجموعه هستند. 

پرده سوم

میانه 

هر انسان باید در دنیای تقابل ها انتخاب کند. انتخاب کند که طرف کدام عقیده، مکتب، اخلاق و حزب را بگیرد. ولی اکثر آدم ها در گروه عادی خود هستند و در تقابل ها معمولا طرف خاصی را میگیرد. مثلا یک علم گرا آلمان منظم را بهترین تیم دنیا می داند و یک هنری(!) برزیل را.

امّا عده ای هستند. اندک که در تمامی تقابل ها انتخاب خاص خود را می کنند. یا حتی یک انتخاب جدید می سازند. حقیقت اینکه این گزاف، حدیث نفسی بیش نیست. شاید پیش خودتان بگویید یک روشنفکر خود خاص نمای استاندارد. ولی باور کنید که هیچ یک از استانداردهای روشنفکری را ندارم. این اندک بودن، این میانه بودن، یک نفرین است. نفرینی سراسر تنهایی و تحقیر. 

اما یک کورسوی امید هست، یک جمله ی امیدبخش، در واقع یک قضیه در هندسه ی اقلیدسی:

در هر مثلث سه میانه هم رسند، مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.

این وبلاگ شاید یک مرکز ثقل در یک مثلث باشد. 

شاید هم ژرفتر.



نوشته شده توسط سینا هویدا
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها

در هر مثلث سه میانه همرسند. مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.
اینجا محل برخورد میانه هاست.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندها

در هر مثلث سه میانه همرسند

سه شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۰۸ ب.ظ

پرده اوّل 

تقابل ها

دنیا میدون جنگه! حرفی بسیار معروف، که طیف گسترده ای از رپرهای جوان و معاصر تا اندیشمندان کهن یا حتی کارمندان ساده ی یک اداره به آن معتقد هستند و خواهند بود. من عبارت تقابل را به جای جنگ انتخاب می کنم زیرا در اکثر موارد درگیری جدی در کار نیست. کافیست به اطرافتان نگاه کنید. همه نوع تقابل دیده می شود: تقابل کارفرما و پیمان کار در تجارت، تقابل شرق و غرب در سیاست، منطق و شهود در استدلال یا حتی عقل و احساسات در در انتخاب. در هر لحظه انواع افکار، عقاید، مکاتب و نهضت ها اعم از سیاسی، اجتماعی و مذهبی در حال تقابل هستند.

امّا جالب ترین تقابل، تقابل بین انسان ها است. با افکار و عقاید متنوع، با بیان ها و اخلاق های متفاوت است. هر آدم نمود زنده ی تفکر و عقاید خود است. و شاید یکی از بهترین راه های اعتباربخشی یک تفکر و نهضت بررسی افراد معتقد به آن است. و هر عقیده با افراد پیروی خود به تقابل با سایر مکاتب می رود.

پرده دوم

بسته ی آدم ها 

هر آدم مجموعه ایست از افکار، عقاید و اخلاق های متنوع. امّا نکته ی جالب آنکه کسانی که به یک مجموعه ی خاص از عقاید معتقدند، اخلاق های خاصی نیز دارند. یا کسانی که اخلاق های خاصی دارند به مسائل خاصی علاقه نشان می دهند. به عنوان مثال کسانی که دنبال فعالیت های ورزشی اند به  سیاست علاقه ی کمتری نشان می دهند. و یا کسانی که مذهبی اند، در برابر مسائل معمول دیرتر  هیجان زده می شوند(خواه به دستور مذهب خواه به گونه ای غیر مستقیم). اهالی علم نیز سخت تر از دیگران مسئله ای را می پذیرند(چه علمی چه غیر علمی). هنرمندان و هنردوستان و هنرآموزان نیز بیشتر از دیگران احساسی می شوند(جد) و بیشتر اهل کافی شاپ و قهوه هستند(طنز). 

نکته آن که آدم ها اکثرا عادی ( یا به قول آن وری ها اوردینری) هستند. امّا انواع متفاوتی از عادی داریم. عادی ورزشی، عادی مذهبی و هزاران عادی دیگر. ولی در ریاضی نوین اعداد هم قطعی نیستند پس بدیهیست که هیچ آدمی متعلق یه یک دسته ی صرف نیست. در واقع هر کدام از آدم ها ترکیبی از این گروه ها هستند ولی جالب آنکه اکثر آدم ها بیشتر از یک مجموعه هستند. 

پرده سوم

میانه 

هر انسان باید در دنیای تقابل ها انتخاب کند. انتخاب کند که طرف کدام عقیده، مکتب، اخلاق و حزب را بگیرد. ولی اکثر آدم ها در گروه عادی خود هستند و در تقابل ها معمولا طرف خاصی را میگیرد. مثلا یک علم گرا آلمان منظم را بهترین تیم دنیا می داند و یک هنری(!) برزیل را.

امّا عده ای هستند. اندک که در تمامی تقابل ها انتخاب خاص خود را می کنند. یا حتی یک انتخاب جدید می سازند. حقیقت اینکه این گزاف، حدیث نفسی بیش نیست. شاید پیش خودتان بگویید یک روشنفکر خود خاص نمای استاندارد. ولی باور کنید که هیچ یک از استانداردهای روشنفکری را ندارم. این اندک بودن، این میانه بودن، یک نفرین است. نفرینی سراسر تنهایی و تحقیر. 

اما یک کورسوی امید هست، یک جمله ی امیدبخش، در واقع یک قضیه در هندسه ی اقلیدسی:

در هر مثلث سه میانه هم رسند، مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.

این وبلاگ شاید یک مرکز ثقل در یک مثلث باشد. 

شاید هم ژرفتر.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۷
سینا هویدا

نظرات  (۵)

۲۲ آذر ۹۴ ، ۲۲:۳۵ سیدمحمد سیدمحسنی
خاص گرایی خیلی مهم است. انتخاب جدید و عجیب و خاص داشتن نه تنها در تک تک انسانها دیده می شود، بلکه در جوامع هم هست. جامعه دوست دارد تک باشد، برجسته شود و حال کند. مثلا ما ایرانیها خوشمان می آید که برای فلان خارجی بگوییم که ما عید نوروز داریم و برایش توضیح دهیم که داستانش چیست. پس این ویژگی رایج است. خداییش خود را خاص نشان دادن خیلی حال می‎دهد :)))
امیدوارم منظورتو درست فهمیده باشم، خیلی سخت بود متنت :/
۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۶:۱۷ سینا هویدا
این خود خاص نما ها هم نوعی از عادی ها هستند 
اما افرادی که من به عنوان میانه معرفی کردم خاص نیستند در واقع ترکیبی هستند از تمامی بخش های جامعه و به همین دلیل از تمامی بخش ها زده میشوند زیرا آنقدر از هر بخشی در خود دارند که در تقابل ها طرف یک بخش خاص را نگیرند. 
اشاره کنم که با اعتدلال گرایی ارتباطی ندارد.
۲۶ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۴ سیدمحمد سیدمحسنی
اگر اون حزب ها و جناح ها با هم متقابل اند، پس نمیشه آدم ترکیبی از همه شون باشه. مثل این میمونه که بخوای بگی الان هم شبه هم روز. ولی خب بعضیا هستن که بعضی اوقات با یک جناح و بعضی اوقات با جناح دیگه ای هستن و بعضی آدمای دیگه هستن که یه نظر و انتخاب جدید دارن و کسی که خودش انتخاب و نظری جدید و متمایز داشته باشه یک جناح جدیده.
۲۶ آذر ۹۴ ، ۱۷:۰۵ سامان سیفی
بالاخره کار خودتو کردی...
۱۰ دی ۹۴ ، ۱۷:۵۹ سینا هویدا
اول اینکه کی گفته آدم ها در درونشون تناقض ندارن؟
دوم منظورم در موضوعات متفاوته انتخابات تیم ملی آلمان چه دخلی به تفکر منطقی داره؟ 
بحث سر اینه که میانه ها بخش هایی رو از عادی های متفاوت انتخاب میکنن و به خاطر همین در تقابل های متفاوت انتخاب های قابل پیش بینی رو انجام نمیدن 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی