ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها
پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ب.ظ

قدرت ذاتی

http://watchersonthewall.com/wp-content/uploads/2014/10/dgame01.jpg

حتما رو به رو شده اید. شخصی که همه ی ابزار قدرت را دارد. ولی توانایی اعمال آن را ندارد. تمامی معلّم های دنیا قدرتی مساوی دارند، قدرت مطلق. امّا همه ی معلم ها به یک میزان موفّق نیستند. بعضی ها کلّا موّفق نیستند! امّا چه می شود که دو نفر با قدرت مساوی، به یک اندازه قدرت موثر و مفید اعمال نمی کنند؟ انگار قدرتی ذاتی باید بر این قدرت بیرونی اعمال شود، کنترلش را به دست گیرد، سپس شکل دهد و به کار ببرد. امّا این قدرت ذاتی چیست؟

خوانندگان نغمه ای از یخ و آتش و بینندگان بازی تخت و تاج با لرد تایوین و تیریون لنیستر آشنایی دارند. لرد تایوین قوی ترین و ثروتمند ترین فرمانروای وستروس(سرزمین جادویی داستان) است. و به همراه پسرش تیریون از زیرک ترین مردان کشور است. شاه ناحق مملکت جافری است. که نوه ی دختری و پسری تایوین و برادرزاده و خواهرزاده ی تیریون هم هست. در یک جلسه ی مشورتی، لرد تایوین با شاه بر سر یک موضوع اختلاف پیدا می کند. زمانی که شاه بر حرف خودش پافشاری می کند. لرد، به مادر شاه می گوید که از زمان خواب شاه گذشته و مادر، شاه را به اتاق خواب می برد. لرد تیریون که در اتاق حاضر است، خطاب به تایوین(پدرش) می گوید:

-تو همین الآن قوی ترین فرد هفت فلمرو را به تخت خوابش فرستادی!

-باید احمق باشی تا فکر کنی که اون قوی ترین فرد مملکته.

-آیا باید منتظر باشم تا زبان شما به خاطر خیانت قطع شود؟

-کلمات و القاب به آدم قدرت نمیده.

-بله درسته. ارتش ها به آدم قدرت میده. ولی تو رابرت دارنده ی بزرگترین ارتش،کسی که در هیچ نبردی شکست نخورده، را کشتی.

اینجا گفت و گو ی پدر و پسر از موضوع ما دور می شود. ولی مارتین موضوع قدرت را کنار نمی گذارد. و دوباره در مراسم ختم شاه جافری موضوع را این بار بین لرد تایوین و نوه ی کوچک تر او که هم اکنون شاه شده مطرح می کند:

-تو الآن شاه میشی.

-درسته

-هیچ فکر کردی که چه نوع شاهی می خواهی بشوی؟

-به گمانم یک شاه خوب.

-بله درسته. شاه باید خوب باشد. شاه تارگرینی که این سپت (معادل وستروسی کلیسا) را بنا نهاد هم پادشاه خوبی بود. اون تمام عمرش را در این سپت گذراند. اما در زمان او بزرگترین قحطی گریبان وستروس را گرفت.

-پس یک شاه قدرتمند.

-شاه باید قدرتمند باشه. شاه رابرت براتیون هم قدرتمند بود ولی در حالی که مست بود توسط یک گراز کشته شد.

-شاید یک شاه ثروتمند.

-زمانی که شاه رابرت خزانه ی شاه آیریس را دید، برای توصیف کلمات یک کوه از طلا را به کار برد. ولی این کوه نتوانست جلوی تیغ سِر جیمی را بگیرد.

-پس یک شاه باید چگونه باشد؟

-یک شاه باید خردمند باشد.

امّا نویسنده ی بازی تاج و تخت باز هم ما را به بازی می گیرد. و لرد تایوین لنیستر، خردمندترین فرد وستروس، توسط پسرش تیریون در دستشویی به تنهایی به قتل می رسد. پس اگر این فسون گمشده ی قدرت، زیرکی و خرد نیست پس چیست؟ چه چیزی باعث می شود که یک طلبه ی تبعیدی بر بزرگ ترین فرمانروای خاورمیانه، پیروز شود؟ به سراغ یک هفتگانه ی تاثیر گذار دیگر برویم. یکی از مکالمه ی هری پاتر(قهرمان جوان داستان) و دامبلدور(دانای کل داستان) کمابیش به موضوع ما مرتبط است.هری خطاب به دامبلدور می گوید:

-آخر من نمی خواهم رهبرشان باشم.

-بله درست است. کسانی که هیچ وقت دنبال قدرت نیستند. و صرفا به عنوان وظیفه آن را بر می دارند معمولا مناسب ترین ها برای این کارند. هرچند که هیچ علاقه ای به آن نداشته باشند.

انگار رولینگ به این موضوع خیلی معتقد است. زیرا در کتاب اول هم تنها کسی یابنده ی سنگ اکسیرساز بود که به استفاده از آن هیچ علاقه ای نداشت. رولینگ در مجموع می گوید که تنها کسانی لایق قدرتند که آن را برای خود نمی خواهد. با نگاهی دوباره می بینیم که مارتین هم به نوعی این حرف را می زند. تایوین بسیار قدرت طلب، رابرت در بند شهوت و شراب، آیریس خودخواه و مغرور، جافری لذت طلب و تارگرین عابد هم ترسو و فرار کننده از واقعیّت بود.(داستایوسکی می گوید داستان را نمی نویسند و این شخصیت ها هستند که با برخورد با یک دیگر داستان را جلو می برند). در حقیقت در تعلیمات دینی ما هم موجود است. جهاد با نفس بزرگترین جهاد است.

در حقیقت کسی که بر خودش، چالش های درونی خودش و هوس هایش فارغ آمده، می تواند با قدرت هم با قدرت برخورد کند. و همچون اسبی وحشی آن را رام کند. کسی که تماما بر خودش مسلّط باشد، از تمام قدرت انسانی اش می تواند استفاده کند و این قدرت عظیم تر از هر قدرتی در دنیا است. گاندی و امام خمینی بر پایه ی همین قدرت پیروز شدند. وهیتلر هم نیز(شاهد حرفم عدم اختیار همسر توسطش) همین طور. از قدیم گقته اند اول بر دشمن درون باید فارغ شد، سپس بیرون.



نوشته شده توسط سینا هویدا
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها

در هر مثلث سه میانه همرسند. مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.
اینجا محل برخورد میانه هاست.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندها

قدرت ذاتی

پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ب.ظ

http://watchersonthewall.com/wp-content/uploads/2014/10/dgame01.jpg

حتما رو به رو شده اید. شخصی که همه ی ابزار قدرت را دارد. ولی توانایی اعمال آن را ندارد. تمامی معلّم های دنیا قدرتی مساوی دارند، قدرت مطلق. امّا همه ی معلم ها به یک میزان موفّق نیستند. بعضی ها کلّا موّفق نیستند! امّا چه می شود که دو نفر با قدرت مساوی، به یک اندازه قدرت موثر و مفید اعمال نمی کنند؟ انگار قدرتی ذاتی باید بر این قدرت بیرونی اعمال شود، کنترلش را به دست گیرد، سپس شکل دهد و به کار ببرد. امّا این قدرت ذاتی چیست؟

خوانندگان نغمه ای از یخ و آتش و بینندگان بازی تخت و تاج با لرد تایوین و تیریون لنیستر آشنایی دارند. لرد تایوین قوی ترین و ثروتمند ترین فرمانروای وستروس(سرزمین جادویی داستان) است. و به همراه پسرش تیریون از زیرک ترین مردان کشور است. شاه ناحق مملکت جافری است. که نوه ی دختری و پسری تایوین و برادرزاده و خواهرزاده ی تیریون هم هست. در یک جلسه ی مشورتی، لرد تایوین با شاه بر سر یک موضوع اختلاف پیدا می کند. زمانی که شاه بر حرف خودش پافشاری می کند. لرد، به مادر شاه می گوید که از زمان خواب شاه گذشته و مادر، شاه را به اتاق خواب می برد. لرد تیریون که در اتاق حاضر است، خطاب به تایوین(پدرش) می گوید:

-تو همین الآن قوی ترین فرد هفت فلمرو را به تخت خوابش فرستادی!

-باید احمق باشی تا فکر کنی که اون قوی ترین فرد مملکته.

-آیا باید منتظر باشم تا زبان شما به خاطر خیانت قطع شود؟

-کلمات و القاب به آدم قدرت نمیده.

-بله درسته. ارتش ها به آدم قدرت میده. ولی تو رابرت دارنده ی بزرگترین ارتش،کسی که در هیچ نبردی شکست نخورده، را کشتی.

اینجا گفت و گو ی پدر و پسر از موضوع ما دور می شود. ولی مارتین موضوع قدرت را کنار نمی گذارد. و دوباره در مراسم ختم شاه جافری موضوع را این بار بین لرد تایوین و نوه ی کوچک تر او که هم اکنون شاه شده مطرح می کند:

-تو الآن شاه میشی.

-درسته

-هیچ فکر کردی که چه نوع شاهی می خواهی بشوی؟

-به گمانم یک شاه خوب.

-بله درسته. شاه باید خوب باشد. شاه تارگرینی که این سپت (معادل وستروسی کلیسا) را بنا نهاد هم پادشاه خوبی بود. اون تمام عمرش را در این سپت گذراند. اما در زمان او بزرگترین قحطی گریبان وستروس را گرفت.

-پس یک شاه قدرتمند.

-شاه باید قدرتمند باشه. شاه رابرت براتیون هم قدرتمند بود ولی در حالی که مست بود توسط یک گراز کشته شد.

-شاید یک شاه ثروتمند.

-زمانی که شاه رابرت خزانه ی شاه آیریس را دید، برای توصیف کلمات یک کوه از طلا را به کار برد. ولی این کوه نتوانست جلوی تیغ سِر جیمی را بگیرد.

-پس یک شاه باید چگونه باشد؟

-یک شاه باید خردمند باشد.

امّا نویسنده ی بازی تاج و تخت باز هم ما را به بازی می گیرد. و لرد تایوین لنیستر، خردمندترین فرد وستروس، توسط پسرش تیریون در دستشویی به تنهایی به قتل می رسد. پس اگر این فسون گمشده ی قدرت، زیرکی و خرد نیست پس چیست؟ چه چیزی باعث می شود که یک طلبه ی تبعیدی بر بزرگ ترین فرمانروای خاورمیانه، پیروز شود؟ به سراغ یک هفتگانه ی تاثیر گذار دیگر برویم. یکی از مکالمه ی هری پاتر(قهرمان جوان داستان) و دامبلدور(دانای کل داستان) کمابیش به موضوع ما مرتبط است.هری خطاب به دامبلدور می گوید:

-آخر من نمی خواهم رهبرشان باشم.

-بله درست است. کسانی که هیچ وقت دنبال قدرت نیستند. و صرفا به عنوان وظیفه آن را بر می دارند معمولا مناسب ترین ها برای این کارند. هرچند که هیچ علاقه ای به آن نداشته باشند.

انگار رولینگ به این موضوع خیلی معتقد است. زیرا در کتاب اول هم تنها کسی یابنده ی سنگ اکسیرساز بود که به استفاده از آن هیچ علاقه ای نداشت. رولینگ در مجموع می گوید که تنها کسانی لایق قدرتند که آن را برای خود نمی خواهد. با نگاهی دوباره می بینیم که مارتین هم به نوعی این حرف را می زند. تایوین بسیار قدرت طلب، رابرت در بند شهوت و شراب، آیریس خودخواه و مغرور، جافری لذت طلب و تارگرین عابد هم ترسو و فرار کننده از واقعیّت بود.(داستایوسکی می گوید داستان را نمی نویسند و این شخصیت ها هستند که با برخورد با یک دیگر داستان را جلو می برند). در حقیقت در تعلیمات دینی ما هم موجود است. جهاد با نفس بزرگترین جهاد است.

در حقیقت کسی که بر خودش، چالش های درونی خودش و هوس هایش فارغ آمده، می تواند با قدرت هم با قدرت برخورد کند. و همچون اسبی وحشی آن را رام کند. کسی که تماما بر خودش مسلّط باشد، از تمام قدرت انسانی اش می تواند استفاده کند و این قدرت عظیم تر از هر قدرتی در دنیا است. گاندی و امام خمینی بر پایه ی همین قدرت پیروز شدند. وهیتلر هم نیز(شاهد حرفم عدم اختیار همسر توسطش) همین طور. از قدیم گقته اند اول بر دشمن درون باید فارغ شد، سپس بیرون.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی