ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها
يكشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۱۴ ب.ظ

تناقض نظم

از کودکی در نظر ما نظم تمجید و بی نظم خوار شمرده می شد. از زمانی که چشم به جهان گشودیم پرستارانی را دیدیم که همگی یک شکل لباس پوشیده بودند. برای اولین، دومین، سومین و آخرین بار به یک شکل پوشک شدیم هر بار که چشم بر روی هم می گذاشتیم اتاقی را می دیدیم که مثل دیشبش بود و صبح که از درز چشم رفتن پدر را تماشا می کردیم او را با لباس فرم هر روزه اش می دیدیم.
اوّلین بار که با زندگی اجتماعی رو به رو شدیم. چندین دانش آموز قد و نیم قد را دیدیم که همگی به یک شکل لباس پوشیده بودند. بر سر نیمکت های یک شکل به ترتیب قد نشستیم. اولین روزهای راهنمایی با تشر ناظم شروع می شود و آخرین روزهایش با تاکید معلم بر مرتب نویسی در امتحان تمام می شود. دبیرستان سراسر برنامه ی منظم درسی با یک امتحان نهایی به شدّت مرتب تمام و روز های سیاه کنکور شروع می شود. ملاک ورود به دانشگاه در درصد های منظم خلاصه می شود. خلاصه آنکه در آخر ماجرا در یک قبرستان با چینش منظم در قالب شماره های مرتّب به خاک سپرده می شویم.

همیشه در حال تحسین نظم بودیم. مثال از طبیعت آوردیم و هرگز منحصر به فردی تک تک موجودات را ندیدیم. ادعا کردیم قوی ترین انسان ها منظم ترین آنها هستند؛ برای مثال ارتش ها را گفتیم. ولی هیچگاه نفهمیدیم که بزرگ ترین اشتباهات بشری را نیز ارتش ها انجام دادند. گفتیم عالمان منطمند اما نفهمیدیم قبل از تدوین نظریه جدید، نظریه قبلی می شکند در هم ریزد و نامنظم می شود. گفتیم جوامع با نظم پایدارند و نگفتیم که دیکتاتورها با نظم کنترل می کنند.

نظم در تعریف فعلی و با شکل فعلی یعنی شبیه کردن تعداد زیادی از آدم ها به هم.ضرر؟ از بین رفتن خلاقیت و آزادی.هدف؟ کنترل این افراد. نه!‌ من نظریه توطئه نمی گویم. حرف من این است که جوامع انسانی کنونی کشش این تعداد از خلاقیت و سلایق مختلف را ندارند. پس به ناچار تماما خودکار نظم شکل می گیرد و در نتیجه انسان ها محدود می شوند.

البته همیشه نظم، اتحاد و هماهنگی موجب پیشرفت سریع جوامع می شود. برای مثال آلمان نازی حقیقتا کافیست. کشوری جنگ زده که در عرض چندسال به ابرقدرت شکست ناپذیر دنیا تبدیل می شود. امّا باز هم به وضوح سقوط سریع را کنار دیکتاتوری مطلق در آلمان جنگ جهانی دوّم می بینیم. تناقضی همیشگی بین نظم و آزادی، بین پیشرفت سریع و دموکراسی، بین خلاقیت و ترتیب وجود دارد. تناقضی که از زمان یونان و روم تا آلمان نازی بوده است. و امروز شاید واضح ترین تقابل، تقابل سیستم های آزاد و شلوغ لینوکسی با سیستم های منظم و بسته ی اپلی باشد.



نوشته شده توسط سینا هویدا
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها

در هر مثلث سه میانه همرسند. مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.
اینجا محل برخورد میانه هاست.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندها

تناقض نظم

يكشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۱۴ ب.ظ

از کودکی در نظر ما نظم تمجید و بی نظم خوار شمرده می شد. از زمانی که چشم به جهان گشودیم پرستارانی را دیدیم که همگی یک شکل لباس پوشیده بودند. برای اولین، دومین، سومین و آخرین بار به یک شکل پوشک شدیم هر بار که چشم بر روی هم می گذاشتیم اتاقی را می دیدیم که مثل دیشبش بود و صبح که از درز چشم رفتن پدر را تماشا می کردیم او را با لباس فرم هر روزه اش می دیدیم.
اوّلین بار که با زندگی اجتماعی رو به رو شدیم. چندین دانش آموز قد و نیم قد را دیدیم که همگی به یک شکل لباس پوشیده بودند. بر سر نیمکت های یک شکل به ترتیب قد نشستیم. اولین روزهای راهنمایی با تشر ناظم شروع می شود و آخرین روزهایش با تاکید معلم بر مرتب نویسی در امتحان تمام می شود. دبیرستان سراسر برنامه ی منظم درسی با یک امتحان نهایی به شدّت مرتب تمام و روز های سیاه کنکور شروع می شود. ملاک ورود به دانشگاه در درصد های منظم خلاصه می شود. خلاصه آنکه در آخر ماجرا در یک قبرستان با چینش منظم در قالب شماره های مرتّب به خاک سپرده می شویم.

همیشه در حال تحسین نظم بودیم. مثال از طبیعت آوردیم و هرگز منحصر به فردی تک تک موجودات را ندیدیم. ادعا کردیم قوی ترین انسان ها منظم ترین آنها هستند؛ برای مثال ارتش ها را گفتیم. ولی هیچگاه نفهمیدیم که بزرگ ترین اشتباهات بشری را نیز ارتش ها انجام دادند. گفتیم عالمان منطمند اما نفهمیدیم قبل از تدوین نظریه جدید، نظریه قبلی می شکند در هم ریزد و نامنظم می شود. گفتیم جوامع با نظم پایدارند و نگفتیم که دیکتاتورها با نظم کنترل می کنند.

نظم در تعریف فعلی و با شکل فعلی یعنی شبیه کردن تعداد زیادی از آدم ها به هم.ضرر؟ از بین رفتن خلاقیت و آزادی.هدف؟ کنترل این افراد. نه!‌ من نظریه توطئه نمی گویم. حرف من این است که جوامع انسانی کنونی کشش این تعداد از خلاقیت و سلایق مختلف را ندارند. پس به ناچار تماما خودکار نظم شکل می گیرد و در نتیجه انسان ها محدود می شوند.

البته همیشه نظم، اتحاد و هماهنگی موجب پیشرفت سریع جوامع می شود. برای مثال آلمان نازی حقیقتا کافیست. کشوری جنگ زده که در عرض چندسال به ابرقدرت شکست ناپذیر دنیا تبدیل می شود. امّا باز هم به وضوح سقوط سریع را کنار دیکتاتوری مطلق در آلمان جنگ جهانی دوّم می بینیم. تناقضی همیشگی بین نظم و آزادی، بین پیشرفت سریع و دموکراسی، بین خلاقیت و ترتیب وجود دارد. تناقضی که از زمان یونان و روم تا آلمان نازی بوده است. و امروز شاید واضح ترین تقابل، تقابل سیستم های آزاد و شلوغ لینوکسی با سیستم های منظم و بسته ی اپلی باشد.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۱۱
سینا هویدا

نظرات  (۳)

۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۸ سیدمحمد سیدمحسنی
هر چی رو نظم فک کردم دیدم تنهایی به جایی نمیرسم. اصن نظم واسه آدمای تک و تنها نیست، اگرم باشه خیلی کمه. نظم ها و قرار ها و ساعت ها همه به خاطر همکاری آدماس وگرنه نیازی به این سوسول بازیا نیس. آدمی که میدونه یه روز عمرش تموم میشه اینقدر به فکر برنامه های بلند مدت دقیق نیست. کار خودشو میکنه. نتیجه اش هم بهترینه. ولی چه فایده؟؟؟ ما مجبوریم با جامعه مون زندگی کنیم و باید با همشون رو برنامه کار کنیم. بدبختییه ها!!! هنرمند اونیه که بتونه در خلال این نظما به خلوت خودش هم که بی برنامه ترین و آزادترین حالته بپردازه.
البته نظم و هماهنگی با طبیعت (مث روز و شب) و احیانا شریعت (مث ماه رمضون) هم هست که باید روش فکر شه که آیا اونا هم به فکر متلاشی کردن سیستم خلاق انسانی اند یا نه و آیا همیشه متلاشی شدن خلاقیت مضره یا نه؟
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۰ سینا هویدا
واقعا سوال قشنگیه:
آیا همیشه خلاقیت باید باشه؟
خب سوال عظیمیه ولی جواب سرسریش میتونه این باشه:
نمودار خلاقیت/نظم نسبت به بهروری نموداریست که ماکسیموم و مینمومش در ابتدا و انتهاش نیست. یعنی بین اینها باید یک نسبت مناسب رعایت شه.
تاریخ اواخر یونان و اوایل روم این رو ثابت میکنه یا اواخر اشکانیان و اوایل ساسانیان
۰۷ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۳۷ پژواک جواهری
مواردی بسیار مهم و اتفاقا قابل توجه ولی پر از مثال های نامربوط! بسیاری از موارد رو به عقیده من به اشتباه هم ارز دیدی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی