ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها
دوشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۵۹ ب.ظ

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

می نویسم.

می نویسم از غم درونم، از درد درونم،از پشیمانیم،از ترسم،از عذابم.

از بار کارهایی که باید می کردم و نکردم. از درد آن هایی که نباید می کردم.

از غلیان احساساتی که می دردم، می شکافم، می سوزدم.

از شرمم، شرمم از آن هایی که می شناسمشان، از آن هایی که نمی شناسمشان، از آنهایی که از جان عزیز ترند.

می نویسم از غم پشت لبخند، از رنج پشت شادی.

از گریه ی زمان تنهایی.

از درد خاطرات. آه خاطرات...

خاطرات شیرینی که تلخ می شوند. تلخی که عذاب می شوند.

و خاطرات بدی ها...

پشیمانم. از هر لحظه ی زندگی ام پشیمانم. از بدی هام پشیمانم از ناکرده هایم پشیمانم.

ای دفتر! ببین غم دل را!

ببین سوز کلام را! ببین آتش درون را!

ای قلم روان شو از اشکم و خشک شو از آتشم.

می نویسم.

می نویسم از غم درونم، از سر درونم.

می نویسم از درد دوستانم، دشمنانم و غریبه ها.

می نویسم از رنج آدم ها که از درونم فوران می کند.

مدیونم و از دینم فرار می کنم. آه شرمنده ام از خیانتم

خائنم و ترسو

پشیمانم و شرمنده

گناهکارم و فراموش کننده

توابم و جبران کننده

ترسانم و مردد

اما می نویسم...



نوشته شده توسط سینا هویدا
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ژرفآ

دیواری صبور برای دل‌نوشته‌ها

در هر مثلث سه میانه همرسند. مهم نیست که از کدام راس آمده اند و به کدام ضلع می روند.
اینجا محل برخورد میانه هاست.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندها

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

دوشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۵۹ ب.ظ

می نویسم.

می نویسم از غم درونم، از درد درونم،از پشیمانیم،از ترسم،از عذابم.

از بار کارهایی که باید می کردم و نکردم. از درد آن هایی که نباید می کردم.

از غلیان احساساتی که می دردم، می شکافم، می سوزدم.

از شرمم، شرمم از آن هایی که می شناسمشان، از آن هایی که نمی شناسمشان، از آنهایی که از جان عزیز ترند.

می نویسم از غم پشت لبخند، از رنج پشت شادی.

از گریه ی زمان تنهایی.

از درد خاطرات. آه خاطرات...

خاطرات شیرینی که تلخ می شوند. تلخی که عذاب می شوند.

و خاطرات بدی ها...

پشیمانم. از هر لحظه ی زندگی ام پشیمانم. از بدی هام پشیمانم از ناکرده هایم پشیمانم.

ای دفتر! ببین غم دل را!

ببین سوز کلام را! ببین آتش درون را!

ای قلم روان شو از اشکم و خشک شو از آتشم.

می نویسم.

می نویسم از غم درونم، از سر درونم.

می نویسم از درد دوستانم، دشمنانم و غریبه ها.

می نویسم از رنج آدم ها که از درونم فوران می کند.

مدیونم و از دینم فرار می کنم. آه شرمنده ام از خیانتم

خائنم و ترسو

پشیمانم و شرمنده

گناهکارم و فراموش کننده

توابم و جبران کننده

ترسانم و مردد

اما می نویسم...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۲۸
سینا هویدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی